
خلاصه خبر
«زنبیلفروش» از روایتهای شناختهشده ادبیات کلاسیک و فرهنگ شفاهی کوردی است که در قالب منظومههای ادبی و روایتهای محلی گوناگون نقل شده است.
داستان درباره شاهزادهای است که پس از مواجهه با مرگ، زندگی اشرافی را کنار میگذارد و با ساخت و فروش زنبیل روزی خود را تأمین میکند.
فقیه طیران، ملای باتهای و مرادخان بایزیدی از چهرههایی هستند که نسخههای مختلف داستان به آنها نسبت داده شده است؛ اما سراینده نخستین روایت مشخص نیست.
پژوهشهای دانشگاهی، از جمله مجموعهای منتشرشده در سال ۲۰۲۲، به تفاوت روایتهای زنبیلفروش در سنتهای شفاهی کوردی و سریانی پرداختهاند.
داستان زنبیلفروش با پیوند دادن عشق، پرهیزگاری، یاد مرگ و پایبندی به اصول اخلاقی، تصویری از ارزشهای فرهنگی و ادبی جامعه کوردی ارائه میدهد. انتقال این روایت از نسلهای گذشته و ثبت آن در نسخههای مکتوب، جایگاهش را بهعنوان بخشی از میراث روایی کوردستان برجسته کرده است.
شاهزادهای که فروش زنبیل را برگزید
«زنبیلفروش» با نامهای لاتین Zembîlfiroş وZanbilfirosh شناخته میشود و معنای آن در زبان کوردی «فروشنده زنبیل» است.
بر اساس یکی از روایتهای شناختهشده، قهرمان داستان پسر امیر موصل است که زندگی اشرافی دارد، اما پس از مرگ یکی از نزدیکانش به ناپایداری دنیا و سرانجام انسان میاندیشد. این تجربه نگاه او را به زندگی تغییر میدهد و او را به سوی پرهیزگاری سوق میدهد.
شاهزاده برای آنکه از پدرش و زندگی درباری فاصله بگیرد، ساخت و فروش زنبیل را پیشه میکند و میکوشد هزینه زندگی خود را از راه کار و تلاش به دست آورد. از همین پیشه است که لقب زنبیلفروش به او داده میشود.
در ادامه داستان، دختر حاکم شهر به او دل میبندد و میکوشد توجهش را جلب کند. زنبیلفروش که زندگی زاهدانهای برگزیده، خواسته او را نمیپذیرد. دختر سپس او را به تعرض متهم میکند و مأموران به تعقیبش میپردازند. در این روایت، قهرمان برای رهایی از تعقیب خود را از یکی از برجهای ارگ به پایین میاندازد و بعدها پیکرش در یک معبر عمومی دفن میشود.
این روایت در فصل «زنبیلفروش» نوشته مسعود محمدیراد، منتشرشده در سال ۲۰۲۲، ثبت شده است. بااینحال، جزئیات شخصیتها، رویدادها و پایان داستان در نسخههای مختلف یکسان نیست و این روایت را نمیتوان به همه نسخههای زنبیلفروش تعمیم داد.

چند نسخه و انتسابهای متفاوت
تعیین سراینده اصلی زنبیلفروش از موضوعات مورد توجه پژوهشگران ادبیات کلاسیک کوردی است. فقیه طیران، از شاعران برجسته این سنت ادبی، یکی از چهرههایی است که نسخهای از منظومه به او نسبت داده شده است.
نام ملای باتهای نیز در منابع ادبی مطرح است. دانشنامه ایرانیکا احتمال سرودن یکی از نسخههای منظوم داستان به دست او را بیان میکند؛ بنابراین، این انتساب را نمیتوان قطعی دانست.
مرادخان بایزیدی نیز از نامهای مرتبط با نسخههای این داستان است. نسخهای از منظومه که سال نگارش آن ۱۷۷۶ میلادی ذکر شده، به او نسبت داده شده و در پژوهشهای دانشگاهی در کنار دو نسخه دیگر بررسی شده است.

بررسی دانشگاهی سه نسخه
عزیز سامور در سال ۲۰۱۳، در دانشگاه ماردین آرتوکلوی ترکیه، پایاننامهای با عنوان Destana Zembîlfiroş û Gulxatûnê درباره منظومه زنبیلفروش و گلخاتون تهیه کرد. این پژوهش سه نسخه منسوب به فقیه طیران، ملای باتهای و مرادخان بایزیدی را از نظر متن، شخصیتها، ساختار روایی و زمینه تاریخی و اجتماعی بررسی میکند.
اهمیت این پژوهش در مقایسه نسخههای مختلف و بررسی تاریخ انتقال آنهاست. وجود چند نسخه با انتسابهای متفاوت، نشان میدهد که تاریخ ادبی داستان پیچیدهتر از آن است که بتوان با اطمینان یک شاعر را خالق نخستین روایت دانست.
آیا داستان ریشه تاریخی دارد؟
برخی پژوهشها کوشیدهاند رویدادهای زنبیلفروش و گلخاتون را به تاریخ منطقه پیوند دهند. در پژوهش عزیز سامور، این احتمال مطرح شده است که رویدادهای داستان در سال ۹۹۴ میلادی، در دوره مروانیان و در شهر سیلوان، در محدوده دیاربکر امروزی، رخ داده باشند. در این پژوهش، نام امیر سعید نیز برای قهرمان مرد داستان مطرح شده است.
بااینحال، این تاریخگذاری و شناسایی شخصیتها را نباید واقعیت تاریخی اثباتشده دانست. برای تأیید چنین فرضیهای، بررسی منابع تاریخی مستقل و شواهد همزمان با دوره موردنظر ضروری است. در نتیجه، دقیقتر است که زنبیلفروش را روایتی فولکلوریک با زمینههای تاریخی احتمالی بدانیم، نه گزارشی قطعی از یک رویداد تاریخی.
میراث شفاهی کوردستان
زنبیلفروش تنها یک منظومه ادبی نیست؛ این داستان در سنت شفاهی نیز رواج داشته و در گذر زمان به شکلهای مختلف نقل شده است.
مجموعه پژوهشی Neo-Aramaic and Kurdish Folklore from Northern Iraq که انتشارات دانشگاهی Open Book Publishers در سال ۲۰۲۲ منتشر کرد، روایتهای فولکلوریک جوامع کورد، مسیحیان سریانیزبان و تا اندازهای یهودیان آرامیزبان را گردآوری کرده است. فصل هفتم جلد دوم این مجموعه، نوشته مسعود محمدیراد، به زنبیلفروش اختصاص دارد و در صفحات ۴۱ تا ۶۰ منتشر شده است.
ثبت روایتهای متفاوت در این مجموعه، امکان مقایسه سنتهای شفاهی و بررسی چگونگی انتقال داستانها میان نسلها و جوامع زبانی را فراهم میکند. این پژوهش همچنین اهمیت ثبت روایتهای شفاهی را برای شناخت میراث فرهنگی کوردستان و جوامع همسایه نشان میدهد.
عشق، پاکدامنی و ناپایداری دنیا
از مضمونهای اصلی زنبیلفروش میتوان به یاد مرگ، ناپایداری قدرت و ثروت، ارزش کار و روزی حلال و پایبندی به اصول اخلاقی اشاره کرد. قهرمان داستان با کنار گذاشتن زندگی اشرافی، ارزشهای معنوی را بر منزلت اجتماعی ترجیح میدهد و در برابر خواستهای که با باورهایش ناسازگار میداند، مقاومت میکند.
تقابل عشق و تعهد اخلاقی نیز از محورهای مهم داستان است؛ هرچند تأکید بر این مضمون در نسخههای مختلف یکسان نیست. ازاینرو، تفسیر ادبی و عرفانی داستان باید با توجه به متن و ویژگیهای هر نسخه صورت گیرد.
نمونهای از شعر زنبیلفروش
در یکی از روایتهای نقلشده از این منظومه، قهرمان داستان با یادآوری مرگ و آخرت معرفی میشود:
«زەنبیل فروش کۆرێ میره (زنبیلفروش، پسر میر است)
کەسبا وی راڤ ونێچیرە (پیشهٔ او شکار و صید است)
چو هنداڤ قەبرەکێ کویره (چون به کنار گوری تاریک رفت)
تێ دیتن هەستیکێت هویرە (استخوانهای خردشده را دید)
ئاخرەت ومرن هاتنه بیره (به خاطرش آمد که مرگ پایان زندگی است)
زەمبیل فروش چەندێ دەلالە (زنبیلفروش، چقدر پاک است)
پسیار دکەت چ کەد حەلالە (سؤال میکند که چه کاری حلال است؟)
وی حەرامبیت نەکەتن مالە (او مال حرام را به خانه خودش نمیبرد)
دنیا یا پیچە هەرا بەتالە (زیرا دنیا سراسر بیهوده و پوچ است)»
اطلاعات بیشتر
برای مطالعه بیشتر درباره این داستان و نسخههای آن، منابع زیر قابل مراجعهاند:
۱. دانشنامه ایرانیکا، «ادبیات مکتوب کوردی»، نوشته فیلیپ کراینبروک؛ منبعی برای شناخت شاعران کلاسیک کوردی و بررسی انتساب آثار ادبی به آنان.
۲. مسعود محمدیراد، Neo-Aramaic and Kurdish Folklore from Northern Iraq، سال ۲۰۲۲؛ فصل «زنبیلفروش» در صفحات ۴۱ تا ۶۰ جلد دوم این مجموعه منتشر شده است.
۳. عزیز سامور، Destana Zembîlfiroş û Gulxatûnê، سال ۲۰۱۳؛ پایاننامهای دانشگاهی درباره نسخههای مختلف منظومه و زمینههای تاریخی و اجتماعی آن.
